مرد بنا، پس از یک سال راز قتل همسر و دخترش را فاش کرد

مرد 48 ساله ای که پس از یک سال فرار روز گذشته توسط ماموران آگاهی تهران و مراغه در میدان راه آهن دستگیر شد راز 2 جنایت هولناک را فاش کرد در دومین روز از اردیبهشت سال گذشته مردی به نام علی اصغر که شغل وی بنایی است و در شهرهای مختلف فعالیت می کند
کد خبر: ۱۱۰۶۹
وقتی وارد منزل خود شد از سوی اعضای خانواده اش مورد استقبال قرار گرفت اما در میان این استقبال ، او متوجه غمی شد که در چهره دختر بزرگش نمایان بود پس از ساعتی علی اصغر فرصتی پیدا کرد تا در تنهایی با دختر بزرگش صحبت کند وقتی دختر راز پنهانی که او را آزار می داد، برای پدرش بازگو کرد رگهای گردن مرد بنا متورم شد؛ اما سعی کرد آرامش خود را حفظ کند.صبح روز بعد او از همسرش افسر س خواست تا برای دیدار یکی از اقوامشان به اطراف تبریز و به روستای نسق قهوه بروند زن نیز از پیشنهاد شوهرش استقبال کرد و صبح روز بعد به سوی مقصد حرکت کردند اولین جنایت رقم خوردبعدازظهر روز سوم اردیبهشت ، وقتی آنها از خودرو پیاده شدند علی اصغر به اتفاق همسرش راه خود را به سوی کوره های آجرپزی کج کرد وقتی همسرش به او گفت که چرا از مسیر همیشگی نمی روند او گفت که قصد دارد تا راه را میانبر بزند. هنوز به اولین کوره پزخانه نرسیده بودند که اصغر در حالی که قبضه چاقو را به مشت می فشرد، همسرش را مورد خطاب قرار داد و به او گفت که در غیاب او وقتی مرتکب خیانت شده و با یکی از اقوام ارتباط نامشروع برقرار کرده است و پیش از آن که افسر فرصت توضیح پیدا کند، دست علی اصغر چندین بار بالا و پایین رفت و فریاد همسرش در کوره پزخانه خاموش شد.بنابه این گزارش ، پس از این جنایت اصغر جسد همسرش را در محل رها کرد و به سوی مراغه به راه افتاد. وقتی دختر8 ساله او سراغ مادرش را گرفت ، علی اصغر به وی گفت که مادرش چند روز در روستای نسق قهوه خواهد ماند و او اکنون قصد دارد تا وی را به همراه خود به تهران ببرد. زهرا دختر8 ساله با خوشحالی گردن پدر را در آغوش گرفت و بسرعت مقداری از لباسهای خود را جمع کرد و پدر و دختر هر دو راهی تهران شدند.صبح روز بعد، وقتی آنها در اطراف اندیشه پیاده شدند، علی اصغر دلشوره عجیبی داشت او با خودش گفت جایی برای نگهداری این دختر ندارد و نمی تواند او را آواره کند چند بار تصمیم گرفت تا او را به مراغه بازگرداند، اما می ترسید ماموران به راز جنایت او پی برده باشند. نگاهی به اطراف انداخت . به بهانه ای زمین نشست و زمانی که دختر8 ساله خواست از او دلیل نشستن را بپرسد، علی اصغر دستان خود را به دور گردن فرزند8 ساله اش گره زد و او را نیز کشت پس از این جنایت ، او مقداری بلوک سیمانی را که در اطراف قرار داشت ، روی جسد زهرا ریخت و از محل فرار کرد.درپی این ماجرا، موضوع گم شدن افسر و زهرا به ماموران آگاهی گزارش شد و آنها پس از تحقیق و بررسی ، متوجه شدند علی اصغر پدر خانواده ، راز مفقود شدن همسر و فرزندش را می داند اما تلاش آنها برای یافتن وی بی نتیجه ماند گزارش حاکی است ، روز پنجشنبه گذشته ستوان الوندی ، افسر پرونده اطلاع یافت که علی اصغر در میدان راه آهن در یک مسافرخانه است و بعدازظهر جمعه قصد مسافرت به اهواز را دارد. با کسب نیابت قضایی ، پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 آگاهی تهران ارسال شد و سرهنگ محمد گروسی ، رئیس شعبه به اتفاق سرهنگ محمدی ها بلافاصله با عزیمت به محل ، علی اصغر را صبح دیروز دستگیر کردند و او را به آگاهی انتقال دادند علی اصغر با صراحت به جنایت اعتراف کرد و پرونده به دستور قاضی شعبه جنایی تهران ، برای رسیدگی به شهرستان مراغه ارجاع شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها